کـــــ ـافـــــ ـه ادب و هـــــ ـنـــــ ـر
با جوهر خاکستر پروانه نوشتم من مات من العشق ، فقد مات شهیدا
درباره وب
بسم الله الرحمن الرحیم "لطفا از تمامی مطالب دیدن کنید . /عمق این مرثیه را مشک و علم می دانند داستان را همه ی اهل حرم می دانند بعد عباس(ع) دگر آب سراب است سراب غیر آن اشک که در چشم رباب است رباب/ . /یا رب نظر تو بر نگردد .../ /با عرض سلام و خوش آمد و تسلیت ایام سوگواری سیدالشهدا علیه السلام جهت اطلاع شما دوستان و معرفی وبلاگ باید عرض کنم که : مطالبی رو که بخوانم و بپسندم در این وبلاگ به اشتراک می گذارم ممنون از حضور و توجه شما/
نويسندگان
موضوعات وب
پربازدیدترین مطالب
کد پربازدیدترین
لينک هاي مفيد
همه در انتظار طلوع دوباره ى خورشيدند و من دلم براى مهتاب مي سوزد .
كاش همه مي دانستند خورشيد ،
خود آن سوى زمين به تماشاى ماه نشسته است.
واله و دلداده !
در انديشه ى كسوف است تا همه ى اهل زمين ببينند ماه و خورشيد چه بيقرارند در آن قرار عاشقانه!
سپيده كه سر بزند باز روز از نو است و روزي از نو.
داستانشان چقدر شبيه ماست كه سال هاست در دَوَرانى باطل از پىِ هميم و چشم انتظار بوسيدن روى ماه در كسوفي خيال انگيز ،
كه هرگز ميسّر نشد.
باور كن كه هيچ سپيده اى طوسي تر از چشمهاى تو نيست.
و هيچ شب بويي ،
راز عبور تو از كوچه هاى شب را نگه نمي دارد.
پس چرا به جاى معبد روشن نگاهت مرا ميهمان سوت و كورهاى بي ترانه مي كني تا مات رو به پنجره بنشينم ؛
قصه ى ماه و خورشيد را دوره كنم و هر شبم را بي سرانجام تر از ديشب بدوزم به صبح...
اصلا اينها كه شب نيستند ...
فقط تاريكند همين!
و دوباره و دوباره انگار چرخ روزگار افتاده به دور هرز كه مي چرخد ولي پيش نمي رود !
وگرنه چرا من نمي رسم به تو اى آينه ى چشمهايت ،
حوضچه ى سيماب !
برگرد !
شايد اين بار خدا قصه ى تازه اى برايمان نوشته باشد!تاريخ : چهارشنبه 10 شهریور 1395 | 09:44 | نويسنده : cafe_literature_art |
ارسال نظر(0)
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید